کد لوگوهای سه گوشه
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

درباره ما

www.faater110.ir

.:: نویسندگان ::.

مدیر وبلاگ: پلاک [66]


صراط الحمید [57] (@)

تسا 110 [36] (@)

خاکریز [12] (@)

تمّار [5] (@)

افسر جنگ نرم [40] (@)

مرصاد [78] (@)

متکلم وحده [23] (@)

فرهنگ قرآنی [1] (@)

چادر خاکی [4] (@)

حجاب فاطمی [55] (@)

به سوی موعود 1 [14] (@)

شهید313 [90] (@)

زینبی ام [0] (@)

علی.. [5] (@)


آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست؛ پس برادر خوبم، برای جانبازی در راه آرمانها، یاد بگیر که در این سیاره ی رنج، صبورترین انسانها باشی. (شهید آوینی) تماس با ما

ذکر امروز
ویژه ها
دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنه ای

دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم

بیان معنوی - دفتر نشر آثار و اندیشه های حجة الاسلام علیرضا پناهیان

قرآن آنلاین به همراه ترجمه گویا

اسلام کوئست

دروس اخلاق استاد محمد شجاعی

سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی Aviny.com

آستان قدس رضوی

مرکز فرهنگ و معارف قرآن دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم

موسسه فرهنگی بیان هدایت نور

طرحی برای فردا

جامعه مجازی تدبر در قرآن کریم

خبرگزاری دانشجو
جامعه مهدوی

مجموعه کلیپ صوتی
«جامعه ی مهدوی»
دانلود کنید:

معیارهای جامعه ی مهدوی در کلام استاد پناهیان

نحوه تربیت صحیح در جامعه مهدوی چیست؟

امام زمان علیه السلام، به خاطر چه کسانی غایب است؟

جامعه مهدوی بدی ها را ذوب می کند

در جامعه مهدوی نگاه عوامانه وجود ندارد

در جامعه مهدوی نفاق، ذلیل می شود

در جامعه مهدوی، مردم به هم محبت دارند

محبت، اسم دین من است

امام شناسی خود را قوی کنید

منبع:
www.snn.ir

موسیقی وبلاگ
آمار بازدید
  • بازدید امروز: 25
  • بازدید دیروز: 33
  • کل بازدید: 307226
  • گاهی وقتا واسه اینکه یه چیزی یا یه کسی رو بشناسی اگه به نقطه مقابلش نگاه کنی بهتر میتونی بفهمی قضیه از چه قراره!
    حضرت امیر تو خطبه148 نهج البلاغه می فرمایند: هیچ گاه حق را نخواهید شناخت مگر آنکه ترک کننده آن را بشناسید.
    این روزا حرف از بصیرت زیاد می شنویم ولی شاید خیلی هامون هنوز تعریف درستی واسه بصیرت نداشته باشیم!
    میگن بصیرت از ریشه بصره یعنی چشم و گوشتو حسابی واکن تا بفهمی دو رو برت چه خبره و چی کار باید کنی. بصیرت، دیدن، فهمیدن...
    اما من با این تعریفا قانع نمیشم!
    واسه پیدا کردن معنی بصیرت رفتم تو نخ آدمای بی بصیرت!! همون که مولا میگه، رفتم ببینم بی بصرتای تاریخ کی بودن و چه کردن تا اینجوری بفهمم بصیرت چیه و چه شکلیه و چه رنگیه!!
    تو تاریخ آدمای بی بصیرت همیشه یا دیر می رسن مثل مختار و سلیمان و یا اصلا نمی رسن مثل عبدالله جعفر! و یا حتی راهشون کلا عوض میشه مثل زبیر!
    چی میشه که اینطور میشه؟
    مگه عبدالله جعفر عاشق اباعبدالله نبود؟! پس چرا نیومد کربلا؟!! مگه مختار عاشق علی و اولاد علی نبود؟ پس چرا دست رد به سینه امام حسن زد؟!! مگه زبیر واسه علی جون نمی داد؟ پس چرا جنگ جمل راه انداخت؟
    عبدالله و مختار و آدمایی از این قبیل که تو تاریخ کم هم نیستن واقعا عاشق بودن، امام رو امام خودشون می دونستن، اما تو بینش سیاسی و یا گه گاهی اموری جزئی با امام مخالفت هایی داشتند و همین مخالفت ها که شاید زیاد هم به چشم نیاد آخر کارشون رو کشوند به یه حسرت همیشگی.
    تو سیره و عاقبت هر کدوم از بی بصیرت ها هم که نگاه کردم به همین نتیجه رسیدم.
    طلحه، زبیر، اسامه، حسان و... این ها عاشق بودن اما گاهی می شد که نطر امام رو به صلاح نمی دیدن و یا نمی پسندیدن! همین! فقط همین!!

     البته این ماییم که میگیم فقط همین، و این چیزا رو خیلی ساده می بینیم!
    بابا بنده خدا فقط گاهی با بعضی از نظرات امام موافق نیست خب این چه مشکلی داره؟ تازه مخالفت یا موافقتش چه فرقی می کنه؟ امام که آخرش کار خودشو میکنه!!
    نه! به این سادگی ها هم که ما فکر می کنیم نیست! اگه اینطور بود که این آدما عقب نمی موندن و یا اینکه راهشون عوض نمی شد!

    وقتی نگاه این آدما کردم تازه فهمیدم بصیرت یعنی چی.


    بصیرت یعنی:


    چشم هایت را ببندی!


    گوشهایت را هم!


    بصیرت یعنی چشم و گوش بستن!!


    بصیرت یعنی چشم و گوش بسته فقط بگویی چشم!                


    بصیرت یعنی بی چون و چرا فقط بگویی چشم!                     


    بصیرت یعنی چشم و گوش بسته و بی چون و چرا فقط بگویی چشم!


    بصیرت یعنی هرچه امامت گفت تو فقط بگویی چشم.


    بصیرت یعنی آقای من هرچه تو بگی به دیده ی منت.


    توضیح بیشتر در  ادامه مطلب...



    موضوع: بصیرت(2)،

    نویسنده : پلاک
    شنبه 92/10/7 7:27 عصر


    در جنگ صفین مردم وقتی نگاه می کردند می دیدند یک طرف علی است و طرف دیگر خال المومنین معاویه!!!!

    یک طرف عمار است طرف دیگر کاتب وحی عمروعاص!!

    هر دو طرف قرآن می خوانند و نمازشبشان به راه است!!

    جنگ صفین حقیقتا جنگ بصیرت بود! فضا به شدت غبار آلود و مبهم!

    اینجا بود که شهادت جناب عمار شد ملاک حق!

    پیامبر گرامی از قبل به عمار بشارت داده بود که تو به دست گروهی یاغی به شهادت می رسی...

    عمار که بر زمین افتاد هلهله به پا شد عمار کشته شد...

    پس گروه یاغی رسوا شدند!

    و باز مکر عمرعاص!

    کسی که عمار را به جنگ آورده قاتل اوست! علی عمار را به جنگ آورده و موجب شده او کشته شود!!

    با ابن حساب فئه ی باغیه ای که پیامبر فرموده بود شد سپاه علی!!!

     جایی که علی هست تو دنبال چه می گردی؟!

     تو منتظری ببینی عمار را چه کسی می کشد؟!

    علی مع الحق و الحق مع علی... خط کش و ملاک و معیار حق علی است!

    بصیرت یعنی این که بفهمی حرفی که علی می زند عین حق است حتی اگر تو حکمت حرفش را نفهمی!

    در همین جنگ صفین مالک اشتر به نزدیک خیمه گاه معاویه می رسد طوری که خودش می گوید به اندازه ی یک ضرب شمشیر با کشتن معاویه فاصله داشتم!

    ولی باز و باز مکر عمروعاص و ماجرای حکمیت...

    امیرالمومنین فرمان داد مالک برگردد. مالک هم برگشت! مالکی که به اندازه یک ضرب شمشیر با معاویه فاصله داشت!

    بصیرت یعنی این! هر کدام از ما اگر بودیم می گفتیم بگذار بکشم این ملعون را تا فتنه بخوابد! ولی مالک گفت چشم! نگفت چرا! نگفت بگذار بکشمش! اگر علی فرموده برگردم چشم برمی گردم حتی اگر حکمت این فرمانش را نمی فهمم!

    داستان امام صادق ع و آن مردی که به فرمان آقا رفت و نشست میان تنور داغ را حتما شنیده اید! نگفت می سوزم! نگفت لااقل بگویید چرا باید بروم توی تنور! نگفت دلیلش چیست! فقط گفت چشم چون شما می گویید چشم حتی اگر من نفهمم یعنی چه این دستور عجیب! حتی اگر بسوزم چشم.

    و امام فرموده بود ما اگر به تعداد انگشتان دست یارانی مثل این داشتیم قیام می کردیم!

    بصیرت یعنی این!

    یعنی در امر مولایت چرا نیاوری. حتی اگر نمی فهمی چه می گوید! حتی اگر به نظرت حرف تو درست تر است! حتی اگر فکر می کنی دارد اشتباه می کند حتی اگر به نظرت راه بهتر از این هم هست! حتی ... حتی.... بصیرت یعنی تو یقین پیدا کنی امام ملاک حق است چیزی جز حق نمی گوید و نمی کند  و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی...

    وقتی یقین کردی آن وقت است که فقط می گویی چشم...

    آن وقت است که می شوی عباس...

    برای امامت می شوی پشت محکم... الان انکسرت ظهری...

    آن وقت است که امام صادق روضه ی عمو می خواند و می گوید عموی ما عباس نافذالبصیره بود...

    نافذالبصیره یعنی عباس هرگز جز دو زانو جور دیگری مقابل حسین ننشست...

    نافذالبصیره یعنی عباس هرگز قدمی پیشتر از حسین برنداشت...

    نافذالبصیره یعنی عباس اذن میدان می خواست و ارباب نمی داد و عباس فقط می گفت چشم

    نافذالبصیره یعنی عباس حتی یک بار نگفت چرا؟! فقط گفت چشم...

    بصیرت که داشته باشی می شوی السلمان منا اهل البیت...

    در کوچه ای که سلمان و امیرالمومنین از آن گذر می کردند فقط یک جای پا بود!

    یعنی سلمان حتی قدم هایش را روی جای قدم های علی می گذاشت. یعنی سلمان فقط می گفت چشم..

    بصیرت یعنی چشم مولای من... حتی اگر من نفهمم...

    پ.ن: بصیرت یعنی چَشم نه چِشم!!!

    منبع: ساعت یک ونیم 

     

     




    موضوع: بصیرت(2)،

    نویسنده : پلاک
    یکشنبه 92/6/24 8:57 عصر



    یک روز، یک حدیث
    تصویر برگزیده
    تصویر برگزیده
    دوستان